تبليغاتX
عشاق حیدر
تحقیق وعده داده شده

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین

 

واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین

 

بحث عزاداری و مخصوصا قمه زنی

 

بحث عزاداری و قمه زنی که از زیر مجموعه های عزاداری است بحثی نیست که با تحقیق

 

 فهمیده شود یا ثابت شود بلکه حقیقت ثابتۀ درعالم است که از مبدا ثبات عزاداری ثباتی اگر

 

 هست وجود دارد اما این مساله را انشاء الله برای رفع حجاب و رونمایی ازحقیقت این موهم

 

 بیان میکنیم.

 

برای فهم این مساله باید چند چیز فهمیده شود

 

1:عزاداری چیست؟

 

عزاداری عبادت است برای فهمیدن این مطلب باید عبادت را فهمید که چیست؟ عبادت خشوع

 

و تذلل وخضوع عابد عند المعبود و محب عند المحبوب است. یعنی عبادت عبارت است از

 

 فنای عابد و محب در معبود و محبوب حال فناء چیست؟ فناء آن حیثیت محو شدن واضمحلال

 

 محب در محبوب است یعنی محب خود را در محبوب فانی میکند به گونه ای که حتی دیگر

 

 خبری از محب نیست و تماما محبوب است. که این مقام فناء از فناء است. که به حیثیت فنایی

 

هم نمی ماند و می شود خود محبوب به عینیت شخصیۀ  حقیقیه  نه  تطابقیه  که  در روایت

 

حضرت صادق علیه السلام می فرمایند: العبودیة جوهرة کنها الربوبیة حال محب برای فانی

 

شدن در محبوب تمام حیثیات غیری خود را کنارمی گذارد حتی عنوان محب بودن را هم کنار

 

می گذارد برای تحقق این امر دست به هر کاری می زند که چه زیباست شعر که میفرماید:

                

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد                      طاعت ار دست نیاید گنهی باید کرد

 

که دیگر وقتی به دل دوست برسد گناه نیست بلکه تماما حسن و عبادت است پس عبادت

 

صرف نماز و روزه و دیگر احکام شرعیه بر اساس بُعد نیست بلکه تمام  این  احکام  شرعیه

 

  باید براساس قرب به معبود صورت گیرد و محب برای وصول به محبوب از جان و مال و

 

 زندگی و فرزند و هر چه باعث بعدش ازمحبوب می شود می گذرد برای گذشتن ازاین موانع 

 

 هرکاری بتنواند انجام می دهد و دریغ نمیکند. لذا روایاتی که در توصیف شیعیان هست بیانگر

 

همین مطلب است که رویشان رنگ رفته و بدنهایشان لاغر و نحیف و... که همه گویا از این

 

 است که از تمام موانع  رسیدن به محبوب  گذشته اند و  تماماً  محبوب  را  می نگرد  که

 

می فرماید "فاینما تولوه فثم وجه الله".

 

اما تطبیق عبادت با عزاداری:

 

همان گونه که پیداست عزادار در غم فراغ محبوبش از خود بی خود می شود چرا ؟زیرا که

 

می خواهد به محبوب بفهماند من هیچ چیز غیر از تو نیستم یعنی امدم خود را بفروشم و بدهم

 

و فقط تو را بگیرم حال با قمه یا هر وسیله ی دیگری که بتواند می خواهد غیریت خود را

 

کنار بگذارد  و بگوید من همانم که می فرمایی :"یحزنون  لحزننا و  یفرحون  لفرحنا" وتمام

 

غیریت خود را نسبت به محبوب کنار بگذارد. این بحثی که  گفته  شد بحث حقیقی عزاداری

 

است وبحث حقوقی ان که ایرادات وارد شده بر ان است مقتضی حال بنده نیست و هر کس

 

ایراداتی  دارد در قسمت نظرات بگوید انشا الله جواب میدهم اگر کسی هم در مطلب فوق

 

ایرادی دارد بیان کند انشاالله جواب می دهیم .

 

2 نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 20:4  توسط عاشق  | 

یا زهرای مرضیه سلام الله علیها

السلام علیک یا

فاطمه الزهرا

و لعن الله عمر لقتلک یا سیدة نساء العالمین

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 23:47  توسط عاشق  | 

خدا رحم کند

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین

 

واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین

 

امروزه یک مشکل گریبان گیر جامعه به خصوص عرف متدین شده که بسیار خطرناک است

 

و با این یک مشکل کوچک ممکن است عده ای اهل خلاف یا کافر شوند و نیاز به رسیدگی از

 

 طرف بزرگان است زیرا این مشکل یک مشکل مالی یا اقتصادی یا سیاسی نیست بلکه یک

 

مشکل اعتقادی است و انسانی  که اعتقادش خراب باشد انسان نیست زیرا انسان به اعتقادش

 

زنده است و انسانی که اعتقاد خراب دارد در واقع مرده ی متحرک است همانند اهل خلاف

 

که اینان همان ایه است که میفرماید "اولئک کالانعام بل هم ازل"

 

اما این مشکل چیست؟

 

ایه ای در قران هست "اطیعوا الله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم"اما باید رجوع شود به

 

 احادیث اهل بیت که چه فرموده اند وقتی به تفاسیر روائی مراجعه میکنیم میبینیم حدیثی را از

 

 پیغمبر که شخصی امد و پرسید اولی الامر در این ایه کیست حضرت میفرمایند:اهل بیت من

 

و از امیرالمونین نام میبرند تا وجود مقدس حضرت صاحب و دقیقا نام می اورند دلیل این که

 

 پیغمبر نام برده اند و اسم اهل بیت را فرموده اند چیست؟ همان گونه که میدانیم اهل خلاف یا

 

همان سنت هر که شاه مملکتشان باشد چه خر و چه گاو باشد اولی الامر میدانند و واجب

 

الطاعه پیغمبر نام اهل بیت را برده اند که کسی از این ایه سوء استفاده نکند و بگوید هر کسی

 

میتواند اولی الامر باشد بلکه اولی الامر فقط وجود مقدس اهل بیت عصمت است و لاغیر.

 

اما این کار در عرف اهل خلاف مورد قبول است و انها این کار را میکنند ولی متاسفانه

 

امروزه در شیعه هم دیده شده که پایین عکس افرادی این ایه نوشته میشود.میخواهم بدانم دلیل

 

این کار چیست؟اگر بگویند این شخص که عکسش را میبینید اولی الامر است دو چیز فهمیده

 

میشود یک این که این شخص ولی امر است و این با حدیث پیغمبر منافات دارد وخلاف حدیث

 

 پیغمبر عمل کردن مساوی کفر است همانگونه که میدانیم اما دو این که ما سنی هستیم و داب

 

اهل خلاف که هر که میخواهد اولی الامر باشد را قبول کرده ایم و این هم در نهایت به کفر

 

ختم میشود.

 

امیدوارم اهل عقل و دین و شیعه حواسشان به این گونه موارد جمع باشد و شیعه ریزه کاری

 

هایی دارد که تخطی از هرکدام موجب کفر و گرویدن به اهل خلاف میشود.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 10:58  توسط عاشق  | 

قدری تامل کنیم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین

 

واللعن الدائم علی اعدائهم اجمعین

 

امروز بنده چیزی را دیدم که لازم دیدم متذکر شوم.

 

امروز بنده در حال عبور بودم که بر روی تابلویی نوشته شده بود ولایت مطلقه ی فقیه.

 

این نهایت تاسف بنده را برانگیخت زیرا ان که این را نوشته و ان که دستور داده و ان که

 

واقف بر این قضیه است معنای ولایت فقیه را هم نفهمیده استاگر میفهمیدند چه گفته اند کافر

 

مطلق خواهد بود.

 

حال بیانی در مورد ولایت مطلقه خواهم داشت.

 

ولایت مطلقه ولایتی است انحصاری برای امامی که در وصفش "کل شیء احصیناه فی امام

 

مبین"و شریفه ی "کل شیءهالک الا وجهه"امده.این انحصار انحصار حقیقی است.یعنی یکی

 

است که مجالی به غیر برای ظهور و بروز نمیدهد.

 

همان گونه که الله واحد است ولایت هم واحد است چرا زیرا اللهیت الله به ولایتش است یعنی

 

ان ذات غیب الغیوبی برای به ظهور امدن حتی به عنوان غیب الغیوبی به ولایتش میتواند ان

 

ظهور را داشته باشد زیرا اللهیت حیثیت خفائی و ولایت حیثیت ظهوری است و ان خفا در

 

واحد ظهور حتی در عنوان به ان حیثیت ظهوری ظهور دارد و ظهور واحد نمیتواند باشد الا

 

واحد طبق قاعده ی بسیار مبرهن الواحد لا یصدر عنه الا الواحد چرا ظهور نمیتواند باشد الا

 

واحد؟زیرا ظهور همان مبدا است و اگر مبدا دو شد نشان از نبودن الله واحد است و این

 

شرک است.

 

حال این ولایت کدام ولایت است؟

 

همان ولایت است که صاحبش میفرماید" ولایتی ولایت الله"نه این که دو ولایت باشد بلکه یک

 

ولایت است و بس به یکی حقیقی که مجالی به دو حدی نمیدهد و سراسر نورانیت است که

 

میفرماید"نور علی نور"

 

اما ایا صاحب این ولایت غیر این ولایت است؟

 

اگر صاحب ولایت غیر ولایت باشد نه این ولایت است و نه ان صاحب ولایت

 

اما این ولایت واحدی است به وحدت حقیقی که کثرات به مبدا وحدت این ولایت مشار بالبنان

 

میشوند یعنی هر شیئی در نقطه ی اصل بود و تکوین خود بر ولایت خلق شده که در بیانش

 

میفرماید "فطرة الله التی فطر الناس علیها" که صاحب ولایت میفرماید فطرتی که ناس برش

 

خلق شده اند ولایت است .

 

پس ولایت مطلقه که اطلاقش حقیقی است که اطلاق هم حدش نیست منحصر است در ایت

 

الله العظمی اسد الله علی ابن ابیطالب که ولایت مولی عین ذات مولاست

 

طبق این حرفهایی که زده شد کسی که میگوید ولایت مطلقه ی فقیه دارد میگوید اقای

 

خامنه ای امام معصوم است که این تمام کفر است .      

 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:9  توسط عاشق  | 

اهل بیت علیهم السلام آنها را لعن نموده اند

 بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب  العالمین و  صلی الله علی محمد و اله الطاهرین

و اللعن الدائم  علی اعدائهم اجمعین

امام سجاد علیه السلام

 

ابوحمزۀ ثمالی از آن حضرت سوال کرد:

 

« أسألک عن فلان و فلان قال علیه السلام : فعلیهما لعنة الله بلعناته کلّها.»1

 

یعنی : « از شما راجع به فلانی و فلانی سؤال می کنم. حضرت فرمودند: لعنت خدا به تمام

 

لعنتهایش بر آن دو باد.»

 

امام محمّد باقر علیه السلام :

 

1.حنّان بن سُدیر از پدرش از امام باقر علیه السلام نقل کردند که حضرت فرمودند:

 

« و الله ما مات منّا میّت قطّ الاّ ساخطاً علیهما و ما منّا الیوم الاّ ساخطاً علیهما یوصی بذلک

 

الکبیر منا الصغیر ... فعلیهما لعنة الله و الملائکة و الناس اجمعین ..»2

 

یعنی :« به خدا قسم هیچ یک از ما از دنیا نمی رود مگر غضبناک باشد ازآن دو وهیچ روزی

 

بر ما نمی گذرد مگر این که نسبت به آن دو خشمگین هستیم و بزرگانمان به کوچکترها به این

 

أمر سفارش می کنند ... لعنت خدا و ملائکه و تمامی مردم بر آن دو نفر باد.»

 

2.ورد بن زید ( برادر کمیت بن زید شاعر اهل بیت علیهم السلام) گوید:

 

سألنا محمد بن علی علیهما السلام عن فلان و فلان؟( در روایت به اسم اوّلی و دوّمی تصریح

 

شده) فقال: من کان یعلم أن الله حکم عدل، بریٌ منهما، وما من محجمة دم یهراق إلاّ وهی فی

 

رقابهما.»3

 

یعنی:« پرسیدم از امام محمد باقر علیه السلام دربارۀ فلانی و فلانی؟ حضرت فرمودند: هر

 

کس بداند خداوند حکیم و عادل است ، از آن دو بیزاری می جوید ، و هیچ قطره خونی نیست

 

که ریخته شود مگر آنکه به گردن آن دو نفر باشد.»

 


1.فرحة الزهراء ؛ به نقل از : بصائر الدرجات ؛ ص 269

 

2.اصول کافی ؛ ج 8 ، ص 245 ، ح 340.

 

3.بحارالانوار؛ ج 30 ، ص 383.

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 19:11  توسط عاشق  | 

حال شیعیان در زمان غیبت

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب  العالمین و  صلی الله علی محمد و اله الطاهرین

و اللعن الدائم  علی اعدائهم اجمعین

قال الکاظم علیه السلام : « طُبی لشیعتنا المتمسّکین بحبلنا فی غیبة قائمنا الثابتین

 علی موالاتنا و البراءة من اعداءنا ، اولئک منّا و نحن منهم ، قد رضوا بنا ائمّة و

 

رضینا بهم شیعة فطوبی لهم و هم و الله معنا فی درجتنا یوم القیامة.»

 

امام کاظم علیه السلام فرمودند : « خوشا به حال شیعیان ما! آنهایی که در زمان

 

غیبت قائم آل محمد صلی الله علیه و آله به ریسمان ولایت ما چنگ زده ، بر ولایت

 

ما و برائت از دشمنان ما ثابت قدم باشند . آنها از ما هستند و ما نیز از آنهاییم ما را

 

به امامت پذیرفته اند و ما آنها را به شیعه بودن قبول کرده ایم ، پس خوشا به حال

 

آنها ، به خدا سوگند آنها در روز قیامت همرته ما و در درجۀ ما خواهند بود. آری

 

 خوشا به حال آنها ! به خدا سوگند ، آنها در قیامت در درجات ما همراه ما هستند.»

 


1.کفایة الآثر ؛ ص 269_ کمال الدین ؛ ج 2 ، ص 361_ بحارالانوار؛ ج 51 ، ص 151.

 

2 نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 12:53  توسط عاشق  | 

عبادت بی ولایت امیرالمومنین علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب  العالمین و  صلی الله علی محمد و اله الطاهرین

و اللعن الدائم  علی اعدائهم اجمعین

الف ) مُرازِم از امام صادق علیه السلام روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله

 

فرمود: ... سوگند به آن کس که مرا به پیامبری مبعوث نمود، اگر شخصی با عمل هفتاد پیامبر

 

خدا را دیدار کند و ولایت اولواالامر از ما اهل بیت علیهم السلام را نداشته باشد خداوند هیچ

 

توبه و فدیه و عمل صالحی را از وی نخواهد پذیرفت .

 

ب) قال رسول الله صلی الله علیه و آله:« یا علیُّ! لو أنّ عبداً عبد الله مثل ما قام نوحٌ فی قومه،

 

وکان له مثلُ جبلِ اُحُدٍ ذَهَباً ، فَأنفَقَهُ  فی سبیل الله، و مُدَّفی عمره حتّی حجَّ الَ عامٍ علی قَدَمَیهِ،

 

ثُمَّ قُتلَ بین الصَّفا و المروةِ مظلوماً، ثمَّ  لم  یُوالِک  یا علیُّ! لم یَشُمَّ رائحةَ الجَنَّة وَ لَم یَدخُلها »

 

یعنی:« یا علی! اگر بنده ای، خداوند را به اندازۀ عمر نوح علیه السلام عبادت کند و به اندازه

 

کوه احد طلا در راه خدا انفاق کند، و عمرش هزار سال طولانی شود و با پای پیاده هزار حجّ

 

به جای آورد، و عاقبت مظلومانه بین صفا و مروه کشته شود ، ولی ولایت تو را نداشته باشد،

 

هرگز بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد و داخل در آن نخواهد گردید. »


1.امالی شیخ مفید ، ص 354 ، ح 4.

2.بحارالانوار ، ج 39 ، ص 256.

 

2 نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 16:3  توسط عاشق  | 

حیرت و شگفتی رئیس فرقۀ شافعی از امیرالمومنین علیه السلام

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب  العالمین و  صلی الله علی محمد و اله الطاهرین

و اللعن الدائم  علی اعدائهم اجمعین

الف) محمد بن ادریس شافعی که امام و پیشوای مذهب شافعی اهل سنت است در اشعاری

 

 چنین می گوید:

 

لو أن المرتضی  أبدی  محلَّه                                             لصار الناس طُرّاً سُجِّداً له

 

کفی  فی  فضل  مولانا  علی                                            وقوع  الشّک  فیه  أنّه  الله

 
و مات الشافعی و لیس یدری                                            علیُّ    ربُّه   أم   رَبُّهُ  الله۱

 

یعنی: « اگر شأن و مقام امیرالمومنین علیه السلام آن گونه که هست آشکار می شد ؛ هر آینه

 

تمام مردم یک باره در برابرش به سجده می افتادند. در فضیلت و مقام مولای ما علی علیه

 

 السلام کافی است که در خدائی او شک کردند... شافعی مرد و از دنیا رفت در حالی که

 

نفهمید آیا علی علیه السلام پروردگار اوست ؟ یا خداوند، پروردگار اوست؟ ».۲

 

ب) و نیز در جای دیگر می گوید:

 

اُنا عبدٌ لِفَتی اُنزل فیه هل أتی                                             إلی متی أکتُمُه إلی متی؟ 3

 

 

یعنی: من بنده و غلام آن جوان مردی هستم که در شأن و منزلت او سورۀ «هل أتی» نازل

 

شده ؛ تا کی این حقیقت را کتمان کنم تا کی ؟.

 

ج) و در جای دیگر چنین می گوید:

 

یا اهل بیت رسول الله  حبُّکم                                         فرضٌ     مِن     الله     أنزله 

  

کفاکم مِن عظیم  القدر   أنکم                                       من لا یصلّی علیکم لا صلوة له۴

 

یعنی: ای خاندان رسول خدا صلی الله علیه و آله محبت شما از جانب خدا طبق آیاتی که در

 قرآن نازل گشته بر همگان واجب است ؛ و در عظمت و قدر و منزلت شما همین بس که هر

کس بر شما صلوات نفرستد نماز او صحیح و کامل نیست. ( چون در تشهّد نماز صلوات بر

محمّد و آل محمّد صلی الله علیه و آله واجب است).


۱.خصائص الشیعة ؛ ص 37 ، به نقل از ریحانة الادب ؛ ج 3 ، ص 163.

 

2. خصائص الشیعة ؛ ص 37 ، به نقل از ریحانة الادب ؛ ج 3 ، ص 163.

 

3. خصائص الشیعة ؛ ص 37 ، به نقل از ریحانة الادب ؛ ج 3 ، ص 163.

 

4.همان ؛ به نقل از: وقایع الایام حاج شیخ عباس قمی ص 63.

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:25  توسط عاشق  | 

در باب حرمت شطرنج

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب  العالمین و  صلی الله علی محمد و اله الطاهرین

و اللعن الدائم  علی اعدائهم اجمعین

این مطلب در حرمت شطرنج است ولی برای دفع اشکال محتمل مقدمه ای لازم است

 

ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین- احزاب آیه 40 مقصود ما

 

 جملۀ ولکن رسول الله  که دال بر خاتمیت رسالت و نبوت پیغمبر اکرم است می باشد بدین

 

 معنی که نبی اکرم صلی الله علیه و آله خاتم انبیاء و به ختم نبوت ختم رسالت نیز می شود

 

 چون نبی اعم است و نفی آن نفی اخص را لازم دارد که رسول است.چرا خاتم انبیاء

 

است؟ چون دین خاتم آخرین کلاس دین و اکمل و اتم و غایة الغایات می باشد همانگونه

 

که خاتم رسل  خلاصۀ موجودات از بین عوالم هستی است دین او نیز خلاصه و جامع

 

ادیان قبل ، اوست خاتم رسل که تمام رسالت ها خلاصه می شود در رسالت او و رسالت

 

او خلاصه می شود در مرسلیت حق که این رسول از متن مرسل و فرستنده فرود آمده به

 

دلیل اینکه تسلسل باطل و طفرة محال است، او همانند حق و مرسلش مطلق و بی حد و

 

محیط برعوالم هستی است، و چون، رسول است و رسالت ، که در سورۀ آل عمران آیۀ

 

144 می فرماید: و ما محمد الا رسول... نیست محمد مگر رسول یعنی ذات پیغمبر

 

ذات رسالت و هویت اوهویت رسالتی،است نه ذاتی باشد که رسالت براوعارض شده باشد

 

بلکه اوست و رسالتش پس این رسالت به وحدتها جامع جمیع جزئیات است، و چون

 

حیثیت وجودی و نوری واحاطی است دستخوش زمان و مکان واقع نمی شود بلکه بر

 

اینها محیط است رسول حیثیت نزول وخاتمیت حیثیت صعود و برگشت، و این قوس

 

صعود و نزول دربردارندۀ تمام عوالم هستی الی یوم القیامة می باشد و محدود به زمانی

 

و مکانی و شرایطی نمی شود همانگونه که حق ومرسل اینگونه است پس تمام احکام او

 

از حلال و حرام تا قیامت باقی و به هیچ وجه تغییرپذیر نیست که اگر تغییر پذیرد لازم

 

آید ناقص باشد در حالی که فرض ما بر این بود که اکمل و اتم و به اکملیتش خاتم انبیاء

 

و خاتم رسل و خاتم ادیان است، نکتۀ دیگر اینکه فلسفه و حکمت احکام، خود مولا و

 

شارع مقدس است، حال چه ما حکمتی دیگر از آن درک کنیم یا نه اصل خود شارع

 

است چون مقام عبدیَت و مولویت است و حیثیت تعبد و جبر هم لازم نمی آید چون عبد به

 

ما هو عبد چیزی از خود ندارد هر چه هست مولاست که العبد و ما فی یده کان لمولاه .

 

چهار آیه در قرآن کریم دال بر حرمت شطرنج ، و روایات کثیره ای نیز از پیغمبر اکرم و

 

ائمه اطهار علیهم السلام وارد شده ولی ما به یک روایت از ثامن الائمه حضرت علی

 

بن موسی الرضا علیه الاف التحیة و الثناء بسنده می کنیم چرا که به قول شیخ بهائی

 

گفتم که  الف  گفت  دگر  هیچ  مگو              در خانه اگر کس است یک حرف بس است

 

یا به قول عبد الرحمن جامی

 

چه خوش گفت دانا که در خانه کس              چو   باشد   ز  گوینده    یک   حرف    بس

 

مضافا بر اینکه اگر هیچ آیه و روایتی غیر از این روایت در حرمت شطرنج نبود همین

 

 کفایت می کرد زیرا هر شیعه ای که در وجودش ذره ای غیرت دینی و در دلش خردلی

 

 محبت حضرت سید الشهداء اباعبد الله الحسین ارواح العالمین لتراب مرقده الفداء باشد و

 

این روایت را بشنود دیگر محال است دست و چشمانش را به شطرنج آلوده کند چرا که

 

اگرکسی را دوست داشته باشی عقل و فطرت حکم می کند با دشمن او دشمن باشی و از

 

 کارهایش هم متنفرعلاوه بر اینکه کارهایش در جهت مخالفت و خار کردن دوست تو و

 

خلاف اعتقاد او باشد  تا چه رسد  با این ویژگی که در روایت نقل شده که قلب هر شیعه

 

 زاده ای را جریحه دار می کند به ویژه اینکه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند:

 

 من تشبّه بقوم فهو منهم، یعنی کسی که در کاری مانند گروه و جماعتی شود پس او از آن

 

 گروه است الغدیر جلد 11 ص 155

 

گفت هر کس شد شبیه قومی از آنان بود     جز بدان چشمی که دارد از بصر کشف الخطا 

 

عن الفضل بن شاذان قال: سمعنا الرضا علیه السلام یقول: لمّا حمل راس الحسین بن علی

 

 علیه السلام الی الشام امر یزید بن معاویة لعنه الله فوضع و نصب علیه مائدة فا قبل هو و

 

 اصحابه یأکلون و یشربون الفقّاع، فلمّا فرغوا امر بالراس فوضع فی طست تحت سریره، و

 

 بسط علیه رقعة الشطرنج ، و جلس یزید لعنه الله یلعب بالشطرنج فیذکر الحسین و اباه و

 

جدّه صلوات الله و سلامه علیهم ، ویستهزیء بذکرهم ، فمتی قمر صاحبه تناول الفقّاع  فشر

 

به ثلاث مرات ، ثمّ صبّ فضلة علی ما یلی الطست من الارض.

 

فمن کان من شیعتنا فلیتورع عن شرب الفقّاع ، و اللعب بالشطرنج ومن نظر الی الفقاع او

 

الی الشطرنج فلیذکر الحسین عیله السلام و لیلعن یزید و آل زیاد: یمحوالله عزوجلّ

 

بذلک ذنوبه و لو کانت کعدد النجوم . بحار الانوار جلد 79 ص 237 عیون اخبارالرضا

 

جلد 2 ص 21

 

فضل بن شاذان گفت : شنیدیم امام رضا علیه السلام می فرمود: هنگامی که سر مقدس

 

حسین بن علی علیه السلام به شام آورده شد یزید بن معاویه لعنه الله علیه دستور داد سفره

 

گستردند و با یارانش به خوردن مشغول شدند و فقّاع (آبجو) می نوشیدند چون فارغ شدند

 

گفت سر مقدس حضرت را زیر تخت نهادند و بساط شطرنج برتخت گسترد و به

 

بازی  پرداخت و حضرت سید الشهداء و پدر و جدش صلوات الله و سلامه علیهم را به

 

زشتی نام می برد وفسوس و انکار و ریشخند می کرد و هر گاه بر حریف غالب می گشت

 

 سه جام فقاع می نوشید و زیادی آن را کنار طشت روی زمین می ریخت پس هر کس

 

از شیعیان ماست باید از خوردن آبجو و شطرنج بازی پرهیز کند و کسی که نظر کند به

 

آبجو و شطرنج باید حسین علیه السلام را یاد کند و بر یزید و آلش لعن فرستد . آنگاه

 

خداوند عزوجل بدان جهت گناهانش را پاک گرداند اگر چه به اندازۀ ستارگان باشد.

 

منبع : سایت عقائد شیعه

                                                                                    

2 نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:11  توسط عاشق  | 

رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را لعن نموده

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب  العالمین و  صلی الله علی محمد و اله الطاهرین

و اللعن الدائم  علی اعدائهم اجمعین

 

   عمر بن الخطاب از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت می کند:

 

«إحفظونی فی عترتی و ذریتی فمن حفظنی فیهم حفظه الله، ألا لعنة الله علی من آذانی فیهم

 

... ثلاثاً.»۱

 

یعنی:« حرمت مرا در عترت و ذریّه ام حفظ کنید، هر کس حرمت مرا در آنان حفظ نماید خدا

 

 او را حفظ کند و بدانید لعنت خدا بر کسی که مرا در مورد عترت و ذریّه ام آزار واذیت

 

نماید ... (حضرت سه مرتبه این را تکرار فرمودند.)»

 

ابوسعید خِدری گوید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند :

 

«أحِبّوُا علیّاً فإنّ لحمه لحمی و دَمه دمی، لعن الله أقواما مِن امّتی ضیّعوا فیه عهدی و نسبوا

 

فیه وصیّتی، ما لهم عند الله من خَلاق.»۲

 

یعنی:«علی علیه السلام را دوست بدارید چرا که گوشت او از گوشت من و خون او از خون

 

من است، خدا لعنت کند کسانی از امتم را که عهد من نسبت به علی علیه السلام را ضایع

 

نمودند و وصیتم را در مورد او فراموش کردند، اینان هیچ نصیبی نزد خدای متعال ندارند.»

 


1.فرحة الزهرا ؛ به نقل از: کشف الغمه ؛ ج 1 ، ص 416.

 

2.فرحة الزهراء ؛ به نقل از: امالی شیخ طوسی ، ص 69 ، ح 101.

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 13:31  توسط عاشق  | 

یا سلطان سریر ارتضی
السلام علیک یا علی ابن موسی ارضا
2 نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 22:5  توسط عاشق  | 

یا حسین
 

السلام علیک یا ابا عبد الله

2 نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:29  توسط عاشق  |